خرید بک لینک
امروز بعد از 4 ماه تصمیم گرفتم دوباره خاطرات دوران بارداریم رو بنیوسم. خوشحالم که دوباره باردارم بچه دختره و تو پوست خودم نمیگنجم.سلام به یادداشتهای روزانه من خیلی وقت بود کیک و آشبزی هامو به نمایش نزاشتم و دلم برای نوتن حسابی تنگ شده بود. 4 ماه و 2

برچسب: بارداری,هورااااااااااا, نویسنده: کامیار زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 1:24

امروز از تابستون 96 که باردار بورم دخترمو و روزای خوشش میگم.اول از اسفند ماه شروع شد من تصمیم گرفتم که دوباره بچه دار شم و خانواده کوچیکمونو بزرگتر کنم.خوشحال بودم انگار روی بارا بودم وقتی که وحید گفت باشه بچه دار شیم.خلاصه اسفند ماه نشد اما فروردین

برچسب: بارداری, نویسنده: کامیار زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 1:24

امروز میخوام یکم با دخختر نازم حرف بزنم همونی که روز و شب بهش فک میکنم و ثانیه هارو میشمارم تا روز دیدنش برسه .اینم عکس اولی که تو دلم ازت گرفتم. این روزا حدود 6 ماه و چند روزمه .دلم میخواد زود تر به دنیا بیای البته نه اینک سلامتی تو برام ممهم نباشه

برچسب: بارداری, نویسنده: کامیار زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 1:24

تو این چند ماهه تمام تلاشمو کردم هرجا جنس خوشگل و شیک دیدم برای دخملم بخرم و لیست وسایل مورد نیاز نوزاد رو تکمیل کنم. لباس که حتی تا یه سال و نیم هم خریدم اما ست نوزادی فقط تا 0 تا 3 خریدم ذلم میخواد مثل سیسمونی آروین نباشه خودمم به مرور زمان برم باز

برچسب: دوموسایل, نویسنده: کامیار زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 1:24

میخواستم به یادگار چنتا عکس از روزای اول مهد کودک رفتن پسرم بزارم که بعد ها خاطره میشه. این عکس اول مهر 96 زمانی که اقا اروین 2 ماه بود که مهد میرفت . این شیطون همیشه ک ه مهد میرفت اصلا گریه نمیکرد اون روز که دوربین و فیلم و غیره بود و جایزه زد زیر گ

برچسب: نویسنده: کامیار زارعی‌پور تاريخ: جمعه 3 آذر 1396 ساعت: 1:24

صفحه بندی